daramad link amozesh jooook dastan ax khone

   
 

نام

ايميل

 
    mail    ====>
  amol3x ====>
 
 
 
 
 
 
 

120◊60

آمار سایت

amol3x.tk

 
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خانه

میترا

عطیه

فاطی

من وخواهرم

کیر سیاه

دختر عمو

ساسان وبابک

شیرین

طاهره

نگار

 

کیر سیاه
من و شیدا چند سالی میشه که تو کالیفرنیا هستیم و زندگی خوبی رو هم داریم.ولی فقط یه مساله بینمون هست که حل نشده و اونم اینه که من نمیتونم شیدا رو اون طوری که باید از نظر سکسی ارضا کنم.دوا و دکتر هم فایده ای نکرده و من موندم و شیدا هر چند ماه یه بار یه سکس دو دقیقه ای که منو زود به ارگاسم میرسونه.تنها راه چاره همونی بود که فکرشو کرده بودم و با شیدا درمیون گذاشتم.اول خیلی مخالفت کرد و حاضر نبود این کارو بکنه ولی یواش یواش فهمید که من واقعاً مشکلی ندارم و راضی شد تا با مرد دیگه ای سکس داشه باشه.ولی کی؟ نمیخواستیم از دور و بریامون کسی بفهمه و با این حساب تنها راهی که میموند این بود که تو آگهی های دوست یابی اینترنتی بریم و ثبت نام کنیم و منتظر بشیم. چند تا آگهی از یه سری زوج داشتیم که میخواستن که سکس ضربدری رو تجربه کنن ولی ما آگهی برای یه مرد تنها یا دو مرد داده بودیم.بالاخره بعد از یک ماه یه کسی پیدا شد که حاضر بود بیاد.بعد از کلی تحقیق و اطمینان از اینکه هیچ جوری آشنا نیست قبول کردیم و برای یه شب شام خونهء ما قرار گذاشتیم.ساعت هفت طبق قرارمون جان اومد. وقتی درو بازکردم خیلی جا خوردم....درسته که میدونستیم جان سیاه پوسته ولی تا اون موقع کسی به این سیاهی ندیده بودم و تو عکسی هم که برامون فرستاده بود این مساله زیاد مشخص نبود. میدونستم که شیدا از سیاها خوشش میاد و برای همین خوشحال بودم که یه کیر سیاه برای کس زنم انتخاب کردم.شام غذای چینی داشتیم و من به عمد شراب زیادی به خورد جان دادم و خودمم زیاد خوردم تا یه کمی حالت سکسی تو خودم حس کنم چون مشروب زیاد منو یه کمی حشری میکنه ولی از اونجایی که من مشروب دوست ندارم و اثر حشری کردنش هم چند دقیقه بیشتر نیست نمیتونم همیشه برای سکس داشتن با زنم مشروب بخورم.....ولی اون شب حسابی خوردیم و خوردیم.جان یه کمی خجالتی بود و معلوم بود که از من خجالت میشکه.....به فارسی به شیدا گفتم "این یارو خجالتیه....یه دقیقه به یه بهونه برو تو اتاق و لخت شو و بخواب رو تخت تا من بیارمش"شیدا بلند شد و رفت کنار جان و دستشو گذاشت رو ونه های گندهء جان و گفت "من الان برمیگردم....البته شاید هم نه" و یه چشمکی زد و خندید و رفت.رفتم کنار جان نشستم و بهش گفتم "میدونی واسه چی اینجا هستی دیگه؟" اونم سرشو به علامت تایید تکون داد.بهش گفتم "خوبه.حالا پا شو و برو تو اتاق......من نمیام تو.برو و حسابی به زنم حال بده و سعی کن حسابی لذت ببره...مطمئناً خودتم حسابی حال میکنی.شک نکن!" جان با تردید بهم نگاه کرد و گفت "برای چی؟چرا اینطوریه؟" گفتم "من مرد قوی ای نیستم و نمیتونم که.....میدونی که..." و اونم سرشو تکون داد و جرعهء آخر لیوان شرابش رو خورد و از جاش بلند شد.گفت "آدمای خوبی هستین.من خوشحالم که اینجام" و بعد خندید و دستشو گذاشت رو کیرشو گفت "میرم تو اتاق" و راهشو کشید و رفت.لیوان شراب رو گرفتم تو دستم و به جرعه ازش خوردم و رفتم تو فکر. مسالهء جالب این بود که اصلاً احساس ناراحتی یا عذاب نمیکردم.یه مدت که تو اون حال بودم کنجکاو شدم ببینم اونجا چه خبره.....رفتم سمت اتاق و دیدم که شیدا تو اتاق خواب نیست و تو اتاق مهمونه.صدای شیدا و ناله هاش رو تونستم بشنوم که هرچی من جلو تر میرفتم صدای اونم بلند تر میشد.لای در یه کم باز بود و میتونستم همه چیزو خوب ببینم.تو اون اتاقی که اونا بودن یه مبل بود که برای تخت هم میشد و برای مهمون استفاده میکردیمش و وقتی دیدم که شیدا پاهاشو باز کرده و سر جان رو لای پای خودش گذاشته فهمیدم خیلی حشری تر از اونی بود که مبل رو باز کنه و ترجیح داده رو همون مبل کسش رو در اختیار این جان سیاه قرار بده. جان هم حسابی داشت کس زنم و میخورد و از ناله های شیدا معلوم بود که تا حالا انقدر کسی به کسش حال نداده.جان همینطور کس شیدا رو با زبون میمالید و دستاش رو پستونای شیدا بود و مشغول ور رفتن با اونا بودن که با بلند و بلند تر شدن صدای شیدا فهمیدم که داره به ارگاسم میرسه...خوشحال بودم از اینکه زنم بالاخره تونست به ارگاسم برسه.....بعدشم دستشاشو گذاشت رو سرش و آروم شد و جان همچنان کسش رو ول نکرد و یه کم دیگه هم باز برای خورد و بعدش دهنشو کشید رو شکم شیدا و آوردش بالا تا روی سینه هاش و شروع کرد به خوردن پستونای خوشگلش و همزمان با اون دستشو برد لای پای زنم و شروع کرد به بازی کردن با چوچوله و کس شیدا که احتمالاً خیس خیس بود و بعد از کم تر از یک دقیقه دوباره جیغ بلند شیدا بود و تکون خوردناش و دوباره ارضا شدنش که نشون میدا چقدر جان تو این کار تبحر داره.بعدش هم جان سرشو آورد بالا تر و یه لب حسابی از شیدا گرفت و بلند شد ایستاد و دگمهء شلوارشو باز کردو زیپشو کشید پایین و نشست رو مبل....بعد دیدم که شیدا با کنجکاوی رفت سمت کیر سیاه و گندهء جان و اونو از تو شرتش درآورد و بعد از اینکه یه کمی باهاش ور رفت و مالوند اونو کرد تو دهنش و شروع کرد به ساک زدن و خوردن کیر سیاه این مرد عجیب.خودمم یه کمی حشری شده بودم و دیدن این صحنه ها برام جالب بود.بعد از اون جان بلند شد و شیدا رو خوابوند رو تخت و پاهاشو از هم باز کرد و یه دستی به کس سفید و تمیز زنم کشید و شلوارشو درآورد و کیرشو آورد نزدیک به کس شیدا و آروم آروم گذاشت تو کسش و انقدر این کار رو باآرامش انجام داد که صدای ناله های شیدا نشون میداد چقدر از این کار راضیه و بعد هم شروع کرد به تلمبه زدن و حسابی کیر گندشو تو کس زن من به حرکت درآورد.چند دقیقهء بعد نه از پیرهن سیاه جان به تنش خبری بود و نه از تاپ و کفش شیدا به تنش و جان تو پوزیشنی عجیب و غریب رفته بود روی مبل و کون شیدا رو آورده بود بالا و کیرشو میکرد تو کسش و در میاورد و هی این کارو میکردو میکرد تا اینکه بعدش مرتب کیرشو گذاشت تو کس شیدا و به تلمبه زدن ادامه داد.بعد از چند دقیقه کیرشو از تو کس شیدا درآورد و من فکر کردم داره آبش میاد ولی دید خیلی آروم زنمو برگردوند و پشت به خودش نشوند رو مبل و کیرشو گذاشت دم کون شیدا و آروم آروم شروع کرد بازی کردن و هر چند وقت یه بار هم انگشتاشو میکرد تو دهن شیدا و خیس خیسشون میکرد و بعد میمالید سر کیرش و با همون انگشتا و کیر خیس با نوک کون شیدا بازی میکرد و وقتی حسابی هر دو خیس خیس شدن کیرشو گذاشت دم کون شیدا و ۀروم آروم کردش تو که صدای داد شیدا نشون میدا هم داره درد میکشه و هم خوشش میاد.یکی دو دقیقهء بعد زنم رو کیر این مرد سیاه نشسته بود و کونش باز باز شده بود و کیر گندهء این مرد رو تو خودش جا میداد و شیدا هم حسابی بالا و پایین میرفت و آه و اووهی راه انداخته بود که من تو کل این چند سال زندگی مشترکم باهاش نشنیده بودم.....همینطور که بالا پایین میرفت جان هم دستشو گذاشته بود رو کسش و حسابی چوچوله شو براش میمالوند.....نزدیک به ده دقیقه هم کون زنم رو کرد و کرد تا اینکه با داد و فریاد شیدا فهمیدم که برای بار سوم هم ارضا شده.جان باز هم ول کن نبود و شیدا رو بلند کرد و گذاشت رو مبل و کیرشو گذاشت لای پستونای بی تای شیدا و اونو تکون میداد...منظرهء جالبی بود دیدن کیر سیاه جان بین پستونای سفید شیدا و این که هر لحظه الان آب سفید جان هم میزنه بیرون.ولی انتظار من بیهوده بود چون جان بلند شد و شیدا رو به پشت گذاشت رو مبل و خودش رفت دم کونش ایستاد و کیرشو از پشت کرد تو کس شیدا و این بار با خشونتی این کارو کرد که یه صدای جیغ کوتاه شیدا و بعد نفس نفس زدناش به خاطر تلمبهء محکمی که جان میزد بهم فهموند چه کیر گنده ای رو داره تو کسش میبینه و چه حالی داره میکنه.جان جوری تلمبه میزد که آدم فکر میکرد همین الانه که آبش بیاد...محکم و تند تند....انقدر این حرکت رو ادامه داد و داد تا صدای شیدا بلند تر و بلند تر شد و شنیدم که داد میزد ďIím comminí.......Iím commin....Ē و بعد حرکتای جان ادامه پیدا کرد و محکم و محکم تر شد و بعد از یک دقیقه آروم تر شد و جان کیرشو از تو کس شیدا آورد بیرون و شیدا رو از رو مبل آورد پایین و نشوند رو زمین جلوی خودش و کیرشو آورد نزدیک دهنش. شیدا هم که از زور لذت ذاشت میمرد کیر این مرد استثنایی رو با ولع شروع کرد به خردن و خوردن و ساک حسابی ای براش زد جوری که هر چند لحظه یه بار صدای آه و اوه جان بهم میفهمون که حسابی داره حال میکنه و بعد از چند دقیقه صداش بلند تر شد و دیدم که داریم به نقطهء پایانی نزدیک تر میشیم....آب جان با شدتی از تو کیرش بیرون اومد که تو هیچ فیلمی تا اون موقع ندیده بودم....چند بار پشت هم آبش به طرف صورت زنم پرتاب شد و صورتش رو پر از آب کرد و من میتونستم چکه چکه ریختن آب کیر جان رو از رو صورت شیدا به روی زمین ببینم....شیدا بعد از ارضای کامل جان باز هم کیرشو تو دستاش نگه داشته بود و اونو براش میخورد و میمالوند و حسابی کیر مردی رو که چهار بار اونو به ارگاسم رسیده بود میبوسید و تمیز میکرد

(مهر(1

(مهر(2

آمل بلاگ

عمو جون

پول پارو کن

پاتوق توپ